خیلی وقته که به روز نکردم دلم تنگ شده واسه وبگردی وب نویسی
الانم نمیدونم چی شد گفتم بذار چند خط بنویسم شایدم از فشار امتحان میان ترمم هست از خستگی
نمیدونم
گفتم اگه هیچکی هم نخونه شاید تو بخونی خواهر گلم لاله ![]()
دلم برات خیلی تنگ شده برام زنگ بزن درساتم بخون تو این شهر غریب فکر اومدن تو اینجا منو تسلی میده و دووم میارم از دور روی ماهتو میبوسم امتحانای میان ترم تموم شد میام ۱-۲روز میمونم
امروز امتحان داشتیم فردا هم فیزیک و پس فردا فارسی و ۱ شنبه هم یه امتحان دیگه
حالا یه کم بنویسم
از چی ؟؟؟؟
نمیدونم چرا قبل اومدن دانشگاه یه تصور دیگه داریم اما بعد ورود یه تصور دیگه
اگه یه شب خواب میدیدم اینقدر سخته به عمرم یه شهر دیگه نمیرفتم دانشگاه
اینجا شبیه قفسه به قول دوستم فقط یه لباس زندانی کم داریم ۴-۵ هفته ای میشه خونوادمو ندیدم دلم براشون تنگ شده از همه بیشتر واسه خواهرم
اینجا هر شب کارم گریه است یا از درسا یا از دلتنگی
واسه امروز بسه باید برگردم خوابگاه و بعد برم بانک بعدم دوباره کلاس داریم بیام سلف یا بمونم کلاس ریاضی هم غیبت کنم استراحت کنم شب فیزیک بخونم
فعلا بدرود![]()



دوست دارم آبي بمونم 

