تبليغاتX
كاش برگرديم به روزهاي كودكي

اول سلام

خیلی وقته که به روز نکردم دلم تنگ شده واسه وبگردی وب نویسی

الانم نمیدونم چی شد گفتم بذار چند خط بنویسم شایدم از فشار امتحان میان ترمم هست از خستگی

نمیدونم

گفتم اگه هیچکی هم نخونه شاید تو بخونی خواهر گلم لاله

دلم برات خیلی تنگ شده برام زنگ بزن درساتم بخون تو این شهر غریب فکر اومدن تو اینجا منو تسلی میده و دووم میارم از دور روی ماهتو میبوسم امتحانای میان ترم تموم شد میام ۱-۲روز میمونم

امروز امتحان داشتیم فردا هم فیزیک و پس فردا فارسی و ۱ شنبه هم یه امتحان دیگه

حالا یه کم بنویسم

از چی ؟؟؟؟

نمیدونم چرا قبل اومدن دانشگاه یه تصور دیگه داریم اما بعد ورود یه تصور دیگه

اگه یه شب خواب میدیدم اینقدر سخته به عمرم یه شهر دیگه نمیرفتم دانشگاه

اینجا شبیه قفسه به قول دوستم فقط یه لباس زندانی کم داریم ۴-۵ هفته ای میشه خونوادمو ندیدم دلم براشون تنگ شده از همه بیشتر واسه خواهرم

اینجا هر شب کارم گریه است یا از درسا یا از دلتنگی

واسه امروز بسه باید برگردم خوابگاه و بعد برم بانک بعدم دوباره کلاس داریم بیام سلف یا بمونم کلاس ریاضی هم غیبت کنم استراحت کنم شب فیزیک بخونم

فعلا بدرود

ژاله نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 توسط

لينك مطلب

      

 

         تا بود و جهان بود علي بود علي بود

 

       سلطان سخا و كرم و جود علي بود علي بود

 

اين عيد و به همه شيعيان تبريك ميگم .

 

 

---------------------------

و اما از شعرهای دفتر قدیمی قدیمی ام که این دفتر در نوع خودش دیدنیه!

 

و اما شعر...

 

ای کلک خوش خیال من

رویاهای محال من!

 

دیدی که بعد تو شکست

بغض همیشه کال من!

 

ژاله نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385 توسط

لينك مطلب

کاش بیایی ...

 

امروز که جمعه هست و متعلق به کسی که مثل هیچ کس نیست!

کاش بیایی...

کسی که اکثرا نوشتهای دوره نوجونیم رو به خودش اختصاص داده

من با تمام سطر های وجودم تو راخوندم که بیایی اما افسوس!

هنوز من چشم در راهم...

آقاجون فقط کمی بزرگتر شدم و ادای آدم بزرگا رو در میارم فقط همین!

میدونم من...

اما شما ...

اگه بیایی قول میدم دختر خوبی بشم

پس دل تنهای منو تنها نذار اگه بیایی...

این شعرم تقدیم تک گل عالم هستی

سلام بر مهدی فاطمه

-------------------------------------------------

مث اون...

مث اون خورشیدی هستی که پس ابرا نشسته !

منتظر یه  طلوعی تا بتابی  با  دلی  خسته

یا مث رنگین کمونی که دل شاعر رو برده

پیش این هفت رنگ زیبا هم اند دل سپرده

واسم یه عزیزی میگفت که روز جمعه میایی

از اون روز هر روز جمعه میگم آقاجون کجایی؟

---------------------------------------------

آقا جون کجایی ...

و راستی چه زیبا گفته مرحوم آقاسی...

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه تو از همه پر شورتر

کاش که همسایه ما میشدی...

مایه ی آرامه ما میشدی

ای نفست یارو مدد کار

کی وکجا وعده دیدار ما...

پس نامه های ناتمام این همه عاشقت را بی جواب مگذار ما که ندیده عاشق شدیم پس لایق دیدارمان نمیکنی هنوز

بزرگواری از خوبان هست

پس خوب من...

 

ژاله نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385 توسط

لينك مطلب

آبي بمونم

             

   دوست دارم آبي بمونم           

دوست دارم آبي بمونم تا ابد آبي بخونم

مث آبي آب دريا تا ابد پاك بمونم

 

از همون اول هستي منو آبي آفريدند

دل بي غم توي دنيا بخدا نيافريدند

 

آسمون دل ما از ازل بود پاك وزيبا

تا كه شد پابند دنيا ديگه شد زشت و نازيبا!

و حالا كو اونهمه آبييييييييييييييييي ...

ژاله نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385 توسط

لينك مطلب

سلام دوستای گلم!

تو این بلاگ می خوام از دفتر شعر اولم بنویسم زمانی که پر از احساس شعر میگفتم بی شیله پیلهو ساده و مثل بچگیها زلال..........

سطح پایین هستن  اما عزیزن واسه من به اندازه تمام دفتر شعرام !

راستي آدرس وبلاگي كه شعراي اخیرمو مينويسم با نام دختر تنهايي من هست كه ميتونيد اون شعرها رو  اونجا بخونيد.

----------------------------------------------------------------------

 

 

کاشکی                                                          

کاشکی  پرنده تو قفس

پر نمی زد از رو هوس                                                                 

کاشکی صدای قناری

با غم نبود با هر نفس

کاشکی صدای دل ما

به عرش می رسیدوبس

کاشکی رویاهای سپید

 نمیشدند تبدیل به یاس

کاشکی تو دل زیبای غروب

نمیگرفت دل هیچ کس!

ژاله نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385 توسط

لينك مطلب